u حديث ثقلين در وصيت نامه سياسي - الهي حضرت امام خميني (ره) - شجره طيبه

اساس دانش نرمش و اساس ناداني درشتي است . [امام علي عليه السلام]

اوقات شرعي
چهارشنبه 30 مرداد 1387

:: RSS 

:: خانه

:: مديريت وبلاگ

:: پست الکترونيک

:: شناسنامه

:: کل بازديدها: 1205

:: بازديدهاي امروز :8

:: بازديدهاي ديروز :13

vدرباره خودم

حديث ثقلين در وصيت نامه سياسي - الهي حضرت امام خميني (ره) - شجره طيبه

vپيوندهاي روزانه


vاشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 

v لينک وبلاگ دوستان

تايباد

v لوگوي وبلاگ دوستان



vفهرست موضوعي يادداشت ها

کودک ونوجوان[26]
باافلاکيان خاک نشين[3]
تاريخ انقلاب اسلامي[2]
سياست ونوجوان[1]

vمطالب قبلي

یادداشتهای قبلی [39]

vآهنگ وبلاگ

!   + حديث ثقلين در وصيت نامه سياسي - الهي حضرت امام خميني (ره)

سه‏شنبه 14/3/1387 ::  ساعت 8:25 صبح

                      


بِسْمِ اللهِ الْرَحْمنِ الْرَّحيمْ
قالَ رسولُ الله - صلي الله عليه وآله وسلم -: اِنّي تارکٌ فيکُمُ الثَقلَيْنِ کتابَ اللهِ و عترتي  اهلَ بيتي فإِنَّهُما لَنْ يَفْتَرِقا حَتّي يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوضَ
الحمدُلله وسُبحانَکَ؛ اللّهُمَّ صل‌علي محمدٍ وآلهِ مظاهر جمالِک وجلالِک و خزائنِ اسرارِ کتابِکَ الذي تجلّي فيه الأَحديّةُ بِجميعِ اسمائکَ حَتّي المُسْتَأْثَرِ منها الّذي لايَعْلَمُهُ غَيُرک؛ و اللَّعنُ علي ظالِميهم اصلِ الشَجَرةِ الخَبيثة.



و بعد، اينجانب مناسب مي‌دانم که شمه اي کوتاه و قاصر در باب «ثقلين» تذکر دهم؛ نه از حيث مقامات غيبي ومعنوي وعرفاني،  که قلم مثل مني عاجز است از جسارت در مرتبه‌اي که عرفان آن برتمام دايرة وجود، از ملک تا ملکوت اعلي و ازآنجا تا لاهوت و آنچه درفهم من و تو نايد، سنگين و تحمل آن فوق طاقت، اگر نگويم ممتنع است؛ و نه از آنچه بربشريت گذشته است، از مهجور بودن از حقايق مقام والاي «ثقل اکبر» و«ثقل کبير» که از هرچيز اکبر است جز ثقل اکبر که اکبر مطلق است؛ و نه از آنچه گذشته است براين دو ثقل از دشمنان خدا و طاغوتيان بازيگر که شمارش آن براي مثل مني ميسر نيست با قصور اطلاع و وقت محدود؛ بلکه مناسب ديدم اشاره‌اي گذرا و بسيار کوتاه ازآنچه براين دو ثقل گذشته است بنمايم.
شايد جملة لَنْ يَفْتَرِقا حتّي يَرِدا عَلَيَّ الْحوَض اشاره باشد بر اينکه بعد از وجود مقدس رسول الله ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ هرچه بر يکي از اين دو گذشته است برديگري گذشته است و مهجوريت هر يک مهجوريت ديگري است، تا آنگاه که اين دو مهجور بر رسول خدا در «حوض» وارد شوند. و آيا اين «حوض» مقام اتصال کثرت به وحدت است و اضمحلال قطرات در دريا است، يا چيز ديگر که به عقل و عرفان بشر راهي ندارد. و بايد گفت آن ستمي که از طاغوتيان بر اين دو وديعة رسول اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ گذشته، بر امت مسلمان بلکه بر بشريت گذشته است که قلم از آن عاجز است.
 و ذکر اين نکته لازم است که حديث «ثقلين» متواتر بين جميع مسلمين است و ] در[ کتب اهل سنت از «صحاح ششگانه» تا کتب ديگر آنان، با الفاظ مختلفه و موارد مکرره از پيغمبر اکرم ـ صلي الله عليه و‌آله وسلم ـ به طور متواتر نقل شده است. و اين حديث شريف حجت قاطع است برجميع بشر بويژه مسلمانان مذاهب مختلف؛ و بايد همة مسلمانان که حجت بر آنان تمام است جوابگوي آن باشند؛ و اگرعذري براي جاهلان بي‌خبر باشد براي علماي مذاهب نيست .
اکنون ببينيم چه گذشته است بر کتاب خدا، اين وديعة الهي و ماترک پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مسائل أسف‌انگيزي که بايد براي آن خون گريه کرد، پس از شهادت حضرت علي (ع) شروع شد. خودخواهان و طاغوتيان، قرآن کريم را وسيله‌اي کردند براي حکومتهاي ضد قرآني؛ و مفسران حقيقي قرآن و آشنايان به حقايق را که سراسر قرآن را از پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ  دريافت کرده بودند و نداي اِنّي تارکٌ فيکُمُ الثقلان در گوششان بود با بهانه‌هاي مختلف وتوطئه‌هاي از پيش تهيه شده، آنان راعقب زده و با قرآن، ‌در حقيقت قرآن را ـ که براي بشريت تا ورود به حوض بزرگترين دستور زندگاني مادي ومعنوي بود و است ـ از صحنه خارج کردند؛ و برحکومت عدل الهي ـ که يکي از آرمانهاي اين کتاب مقدس بوده و هست ـ خط بطلان کشيدند و انحراف از دين خدا وکتاب و سنت الهي را پايه گذاري کردند، تا کار به جايي رسيد که قلم از شرح آن شرمسار است.
و هرچه اين بنيان کج به جلو آمد کجيها و انحرافها افزون شد تا آنجا که قرآن کريم را که براي رشد جهانيان و نقطة جمع همة مسلمانان بلکه عائلة بشري، ازمقام شامخ احديت به کشف تام محمدي (ص) تنزل کرد که بشريت را به آنچه بايد برسند،‌ برساند و اين وليدة «علم الاسماء» را از شرّ شياطين و طاغوتها رها سازد و جهان را به قسط وعدل رساند و حکومت را به دست اولياء الله، معصومين ـ عليهم صلوات الاولين والآخرين ـ بسپارد تا آنان به هر که صلاح بشريت است بسپارند ـ چنان از صحنه خارج نمودند که گويي نقشي براي هدايت ندارد و کار به جايي رسيد که نقش قرآن به دست حکومتهاي جائر و آخوندهاي خبيثِ بدتر از طاغوتيان وسيله‌اي براي اقامة جور و فساد و توجيه ستمگران ومعاندان حق تعالي شد. و مع‌الأسف به دست دشمنان توطئه‌گر و دوستان جاهل، قرآن اين کتاب سرنوشت  ساز، نقشي جز در گورستانها و مجالس مردگان نداشت و ندارد و آنکه بايد وسيلة جمع مسلمانان و بشريت وکتاب زندگي آنان باشد، وسيلة تفرقه و اختلاف گرديد و يا بکلي از صحنه خارج شد، که ديديم اگر کسي دم از حکومت اسلامي برمي‌آورد و از سياست، که نقش بزرگ اسلام و رسول بزرگوار ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ و قرآن و سنت مشحون آن است، سخن مي‌گفت گويي بزرگترين معصيت را مرتکب شده؛ و کلمة «آخوند سياسي» موازن با آخوند بي‌دين شده بود و اکنون نيز هست.
و اخيراً قدرتهاي شيطاني بزرگ به وسيلة حکومتهاي منحرفِ خارج از تعليمات اسلامي، که خود را به دروغ به اسلام بسته‌اند، براي محو قرآن و تثبيت مقاصد شيطاني ابرقدرتها قرآن را با خط زيبا طبع مي‌کنند و به اطراف مي‌فرستند و با اين حيلة شيطاني قرآن را از صحنه خارج مي‌کنند. ما همه ديديم قرآني را که محمدرضاخان پهلوي طبع کرد و عده‌اي را اغفال کرد و بعض آخوندهاي بيخبر از مقاصد اسلامي هم مداح او بودند. و مي‌بينيم که ملک فهد هر سال مقدار زيادي از ثروتهاي بي‌پايان مردم را صرف طبع قرآن کريم و محالّ تبليغاتِ مذهبِ ضد قرآني مي‌کند و وهابيت، اين مذهب سراپا بي اساس و خرافاتي را ترويج مي‌کند؛ و مردم و ملتهاي غافل را سوق به سوي ابرقدرتها مي‌دهد و از اسلام عزيز و قرآن کريم براي هدم اسلام و قرآن بهره‌برداري مي‌کند.
ما مفتخريم و ملت عزيز سرتاپا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است که پيرو مذهبي است که مي‌خواهد حقايق قرآني، که سراسر آن از وحدت بين مسلمين بلکه بشريت دم مي‌زند، ‌از مقبره‌ها و گورستانها نجات داده و به عنوان بزرگترين نسخة نجات دهندة بشر از جميع قيودي که بر پاي و دست و قلب و عقل او پيچيده است و او را به سوي فنا و نيستي و بردگي و بندگي طاغوتيان مي‌کشاند نجات دهد.
و ما مفتخريم که پيرو مذهبي هستيم که رسول خدا مؤسس آن به امر خداوند تعالي بوده، و اميرالمؤمنين علي بن‌ ابيطالب، اين بندة رها شده از تمام قيود، مأمور رها کردن بشر از تمام اغلال و بردگيها است .
ما مفتخريم که کتاب نهج‌البلاغه که بعد از قرآن بزرگترين دستور زندگي مادي و معنوي و بالاترين کتاب رهايي‌بخش بشر است و دستورات معنوي و حکومتي آن بالاترين راه نجات است، از امام معصوم ما است.
ما مفتخريم که ائمه معصومين، از علي بن ابيطالب گرفته تا منجي بشر حضرت مهدي صاحب زمان ـ عليهم آلاف التحيات و السلام ـ که به قدرت خداوند قادر، زنده و ناظر امور است ائمة ما هستند. 
ما مفتخريم که ادعية حياتبخش که او را «قرآن صاعد» مي‌خوانند از ائمة معصومين ما است. ما به «مناجات شعبانية» امامان و «دعاي عرفات» حسين بن علي ـ عليهماالسلام ـ و «صحيفة سجاديه» اين زبور آل محمد و «صحيفة فاطميه» که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالي  به زهراي مرضيه است از ما است.
ما مفتخريم که «باقرالعلوم» بالاترين شخصيت تاريخ است و کسي جز خداي تعالي و رسول ـ صلي الله‌عليه و آله  ـ و ائمة معصومين ـ عليهم السلام ـ مقام او را درک نکرده و نتوانند درک کرد، ‌از ما است.
و ما مفتخريم که مذهب ما «جعفري» است که فقه ما که درياي بي‌پايان است، يکي از آثار اوست. و ما مفتخريم که به همة ائمة معصومين ـ عليهم صلوات الله ـ و متعهد به پيروي آنانيم.
ما مفتخريم که ائمة معصومين ما ـ صلوات الله و سلامه عليهم ـ در راه تعالي دين اسلام و در راه پياده کردن قرآن کريم که تشکيل  حکومت عدل يکي از ابعاد آن است، درحبس و تبعيد به سر برده و عاقبت در راه  براندازي حکومتهاي جائرانه و طاغوتيان زمان خود شهيد شدند. وما امروز مفتخريم که مي‌خواهيم مقاصد قرآن و سنت را پياده کنيم و اقشار مختلفة ملت ما در اين راه بزرگِ سرنوشت‌ساز سر از پا نشناخته، جان و مال و عزيزان خود را نثار راه خدا مي‌کنند.
ما مفتخريم که بانوان و زنان پير و جوان و خرد و کلان درصحنه‌هاي فرهنگي و اقتصادي ونظامي حاضر، و همدوش مردان يا بهتر از آنان در راه تعالي اسلام و مقاصد قرآن کريم فعاليت دارند؛ و آنان که توان جنگ دارند، در آموزش نظامي که براي دفاع از اسلام و کشور اسلامي از واجبات مهم است شرکت، و از محروميتهايي که توطئة دشمنان و نا آشنايي دوستان از احکام اسلام و قرآن بر آنها بلکه بر اسلام و مسلمانان تحميل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قيد خرافاتي که دشمنان براي منافع خود به دست نادانان و بعضي آخوندهاي بي‌اطلاع از مصالح مسلمين به وجود آورده بودند، خارج نموده‌اند؛ و آنان که توان جنگ ندارند، در خدمت پشت جبهه به نحو ارزشمندي که دل ملت را از شوق وشعف به لرزه درمي‌آورد و دل دشمنان وجاهلان بدتر از دشمنان را از خشم و غضب مي‌لرزاند، اشتغال دارند. و ما مکرر ديديم که زنان بزرگواري زينب‌گونه ـ عليها سلام الله ـ فرياد مي‌زنند که فرزندان خود را از دست داده و در راه خداي تعالي و اسلام عزيز از همه چيز خود گذشته و مفتخرند به اين امر؛ و مي‌دانند آنچه به دست آورده‌اند بالاتر از جنات نعيم است، چه رسد به متاع ناچيز دنيا.
و ملت ما بلکه ملتهاي اسلامي و مستضعفان جهان مفتخرند به اينکه دشمنان آنان که دشمنان خداي بزرگ و قرآن کريم و اسلام عزيزند، درندگاني هستند که از هيچ جنايت و خيانتي براي مقاصد شوم جنايتکارانة خود دست نمي‌کشند و براي رسيدن به‌ رياست و مطامع پست خود دوست و دشمن را نمي‌شناسند. و در رأس آنان امريکا اين تروريست بالذات دولتي است که سرتاسر جهان را به آتش کشيده و هم پيمان او صهيونيست جهاني است که براي رسيدن به مطامع خود جناياتي مرتکب مي‌شود که قلمها از نوشتن و زبانها از گفتن آن شرم دارند؛ و خيال ابلهانة «اسرائيل بزرگ»! آنان را به هر جنايتي مي‌کشاند. و ملتهاي اسلامي و مستضعفان جهان مفتخرند که دشمنان آنها حسين اردني اين جنايت پيشة دوره گرد، وحسن و حسني مبارک هم‌آخور با اسرائيل جنايتکارند و در راه خدمت به امريکا و اسرائيل از هيچ خيانتي  به ملتهاي خود رويگردان نيستند. و ما مفتخريم که دشمن ما صدام عفلقي است که دوست و دشمن او را به جنايتکاري ونقض حقوق بين المللي و حقوق بشر مي‌شناسند و همه مي‌دانند که خيانتکاريِ او به ملت مظلوم عراق و شيخ نشينان خليج،‌ کمتر از خيانت به ملت ايران نباشد.
و ما و ملتهاي مظلوم دنيا مفتخريم که رسانه‌هاي گروهي و دستگاههاي تبليغات جهاني، ‌ما و همة مظلومان جهان را به هر جنايت و خيانتي که ابرقدرتهاي جنايتکار دستور مي‌دهند متهم مي کنند. کدام افتخار بالاتر و والاتر از اينکه امريکا با همة ادعاهايش و همة ساز و برگهاي جنگي‌اش و آنهمه دولتهاي سرسپرده‌اش و به دست داشتن ثروتهاي بي پايانِ ملتهاي مظلوم عقب افتاده و در دست داشتن تمام رسانه‌هاي گروهي، در مقابل ملت غيور ايران و کشور حضرت بقية الله ـ ارواحنا لمقدمه الفداء ـ آنچنان وامانده و رسوا شده است که نمي‌داند به که متوسل شود! و رو به هرکس مي‌کند جواب رد مي‌شنود! و اين نيست جز به مددهاي غيبي حضرت باري تعالي ـ جلَّت عظمتُه ـ که ملتها را بويژه ملت ايران اسلامي رابيدار نموده واز ظلمات ستمشاهي به نور اسلام هدايت نموده.
من اکنون به ملتهاي شريف ستمديده و به ملت عزيز ايران توصيه مي‌کنم که از اين راه مستقيم الهي که نه به شرق ملحد و نه به غربِ ستمگرِ کافر وابسته است، بلکه به صراطي که خداوند به آنها نصيب فرموده است محکم و استوار و متعهد و پايدارً پايبند بوده، و لحظه‌]‌اي‌[ از شکر اين نعمت غفلت نکرده و دستهاي ناپاک عمال ابرقدرتها، چه عمال خارجي و چه عمال داخلي بدتر از خارجي، تزلزلي در نيت پاک و ارادة آهنين آنان رخنه نکند؛ و بدانند  که هرچه رسانه‌هاي گروهي عالم و قدرتهاي شيطاني غرب و شرق اشتلم مي‌زنند دليل برقدرت الهي آنان است و خداوند بزرگ سزاي آنان را هم در اين عالم و هم درعوالم ديگر خواهد داد.  «إنَّه وليُّ النِّعَم وبِيَدِه ملکوتُ کلِّ شيءٍ».
و با کمال جِد و عجز ازملتهاي مسلمان مي‌خواهم که از ائمة اطهار و فرهنگ سياسي، اجتماعي، اقتصادي، نظامي اين بزرگ راهنمايان عالم بشريت به طور شايسته و به جان و دل و جانفشاني و نثار عزيزان پيروي کنند. از آن جمله دست از فقه سنتي که بيانگر مکتب رسالت و امامت است و ضامن رشد و عظمت ملتها است، چه احکام اوليه و چه ثانويه که هر دو مکتب فقه‌ اسلامي است، ذره‌اي منحرف نشوند و به وسواس خناسان معاند با حق و مذهب گوش فرا ندهند و بدانند قدمي انحرافي، مقدمة سقوط مذهب و احکام اسلامي و حکومت عدل الهي است. و از آن جمله از نماز جمعه و جماعت که بيانگر سياسي نماز است هرگز غفلت نکنند، که اين نماز جمعه از بزرگترين عنايات حق تعالي بر جمهوري اسلامي ايران است. و از آن جمله مراسم عزاداري ائمة اطهار و بويژه سيد مظلومان و سرور شهيدان، حضرت ابي عبدالله الحسين ـ صلوات وافر الهي و انبيا  و ملائکة الله و صلحا بر روح بزرگ حماسي او باد ـ هيچ‌گاه غفلت نکنند. و بدانند آنچه دستور ائمه ـ عليهم السلام ـ براي بزرگداشت اين حماسة تاريخي اسلام است و آنچه لعن و نفرين بر ستمگران آل بيت است، تمام فرياد قهرمانانة ملتها است بر سردمداران  ستم‌پيشه در طول تاريخ الي الابد. و مي‌دانيد که لعن ‌و نفرين و فرياد از بيداد بني اميه ـلعنة‌ الله‌ عليهم ـ با آنکه آنان منقرض و به جهنم رهسپار شده‌اند، فرياد بر سر ستمگران جهان و زنده نگهداشتن اين فرياد ستم‌‌شکن است.
و لازم است در نوحه‌ها و اشعار مرثيه و اشعار ثناي از ائمة حق ـ عليهم سلام الله ـ‌ به طور کوبنده فجايع و ستمگريهاي ستمگران هر عصر و مصر يادآوري شود؛ و در اين عصر که عصر مظلوميت جهان اسلام به دست امريکا و شوروي و ساير وابستگان به آنان و از آن ‌جمله آل‌سعود، اين خائنين به ‌حرم بزرگ الهي _ لعنة الله و ملائکته و رسله عليهم ـ است به طور کوبنده يادآوري و لعن و نفرين شود. و همه بايد بدانيم که آنچه موجب وحدت بين مسلمين است اين مراسم سياسي است که حافظ ملّيت مسلمين، بويژه شيعيان ائمة اثني‌عشر ـ عليهم صلوات الله وسلم ـ ] است[.
و آنچه لازم است تذکر دهم آن است که وصيت سياسي ـ الهي اينجانب اختصاص به ملت عظيم‌الشأن ايران ندارد، بلکه توصيه به جميع ملل اسلامي و مظلومان جهان از هر ملت و مذهب مي‌باشد.
از خداوند ـ عزوجل ـ عاجزانه خواهانم که لحظه‌اي ما و ملت ما را به خود واگذار نکند و از عنايات غيبي خود به اين فرزندان اسلام و رزمندگان عزيز لحظه]‌اي[ دريغ نفرمايد .
                                                                                                                                                                روح الله  الموسوي الخميني


                              


¤نويسنده: محسن بغلاني

?  نوشته هاي ديگران


!   ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ